91 آیینه 404
"مردم" و" دولت " باید برای تحقق این هدف ،متحد شوند
دیگر امکانات


توليد ناخالص ملي


 

نویسنده: احسان شریعتی نجف‌آبادی




 
ارزش افزوده همه بخشهاي مختلف اقتصادي، براي يك دوره زماني(مثلاً يكساله)، بيانگر توليد ناخالص ملي کشور است. تولید ناخالص ملی، ارزش مجموع كالاهای توليدی و خدمات نهایي، توسط يك نظام اقتصادي را در یک سال معین ارائه مي‌كند. به عنوان مثال در سال 72 در ايران درآمد توليدي در گروه كشاورزي، 1/19446 ميليارد ريال در گروه نفت 0/6495 در گروه صنايع و معادن(شامل معدن، صنعت، برق، آب، گاز و ساختمان) 9/17389 و در گروه خدمات(شامل بازرگاني، رستوران و هتل‌داري، حمل و نقل، انبارداري و ارتباطات، خدمات موسسات مالي و پولي، خدمات مستغلات و خدمات حرفه‌اي و تخصصي، خدمات عمومي، خدمات اجتماعي، شخصي و خانگي) 0/41146 ميليارد ريال بوده است. با جمع كردن ارقام مزبور، توليد ناخالص ملي كشور در سال 1372 که معادل 6/91124 ميليارد ريال بوده، محاسبه مي‌شود.[1]
جهت وضوح بيشتر تفكيك مختصري از واژگان GNP ارائه مي‌شود:
توليد: هر عملي كه در اقتصاد باعث ايجاد ارزش افزوده روي كالا گردد توليد نامیده می‌شود. به عبارت ديگر تبديل ماده خام به ماده مطلوب كه سبب افزايش ارزش ماده خام به ماده با ارزش مي‌شود، را توليد می‌نامند.
ناخالص: در حسابداري ملي منظور از ناخالص، ارقامي است كه استهلاك از آن كسر نمي‌گردد. اگر استهلاك از توليد كسر شود، توليد خالص را به ما نشان مي‌دهد. استهلاك شامل فرسودگي ناشي از كار طبيعي ماشين آلات، يا ناشي از عرضه ماشين آلات با فن آوري جديد(مد) و فرسودگي ناشی از اتفاقاتي چون آتش‌سوزي و... مي‌باشد.[2]
ملي:‌ همه افراد با مليت خاص را شامل مي‌گردد. به عنوان مثال اگر ايرانيان مقيم آمريكا درآمدي داشته باشند و آن را به ایران منتقل کنند، جزء توليد ناخالص ملي ایران محسوب خواهد شد؛ ولي اگر افغاني‌ها در ايران درآمدي كسب كنند در صورتي كه درآمد خود را به كشور خودشان انتقال دهند و در آنجا ماليات بدهند، جزء GNP ایران محسوب نمي‌شود.
ارزش افزوده: ارزش توليدات يك بنگاه به كسر ارزش نهاده‌های خريداری شده از ديگر بنگاهها را ارزش افزوده می‌گویند. اساساً ارزش افزوده، به حاصل جمع درآمد عوامل(يعني دستمزد، سود، بهره و اجاره) در هر زمينه اقتصادي گفته می‌شود.[3]
با توجه به مطالب فوق مي‌توان گفت كه توليد ناخالص ملي به صورت وسيع، مانند يك مقياس و پارامتر براي مقايسه فعاليت‌های اقتصادي و تجاري در جهان كاربرد دارد.[4]

GNP به قیمت عوامل و بازار
 

در بررسی تولید ناخالص ملی باید به این نکته اشاره کرد که تولید ناخالص ملی به دو دسته تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل و تولید ناخالص ملی به قیمت بازار تقسیم می‌گردد. تولید ناخالص ملی به قیمت بازار، به قیمتهایی که در بازار مورد معامله قرار می‌گیرند توجه دارد.
با توجه به ارزش‌گذاری کلیه کالاها و خدمات تولیدی(که دربرگیرنده مالیاتهای غیر مستقیم و سوبسیدهای پرداختی است)، اگر مالیاتهای غیر مستقیم و سوبسیدهای پرداختی از آن حذف گردد(یعنی به صورتی که در تولید ناخالص ملی، مالیات و سوبسید مطرح نباشد) تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل به دست می‌آید.
با توجه به اینکه سیستم‌های حکومتی هم اکنون بار حمایتی بیشتری را دربردارند، دولتها در اعلام تولید ناخالص ملی مایلند از تولید ناخالص ملی به قیمت بازار که بزرگتر به نظر می‌رسد بهره ببرند.[5]

تولید ناخالص ملی اسمی و حقیقی
 

در بررسی روند تولید ناخالص ملی، یکی از سالهایی که کشور در آن از لحاظ بیکاری، تورم و تولید، وضعیت خوبی دارد را به عنوان سال پایه انتخاب می‌کنند. اگر در دوره‌ای، تولید ناخالص ملی با قیمتهای همان سال مورد نظر(قیمت جاری) بررسی گردد، به آن تولید ناخالص ملی اسمی گفته می‌شود و اگر تولید ناخالص ملی را بر حسب قیمتهای سال پایه اندازه‌گیری نمایند به آن تولید ناخالص حقیقی گویند. برای بررسی روند رشد باید از تولید ناخالص حقیقی استفاده نمود؛ زیرا ممکن است در یک سال تولید ناخالص ملی نسبت به سال گذشته 15 درصد رشد داشته باشد اما همه این رشد به جای افزایش فیزیکی تولید کالاها و خدمات، بر اثر تورم باشد و حتی شاید تولید فیزیکی کمتر از سال گذشته باشد. برای فهم آن باید از تولید ناخالص ملی حقیقی (با قیمتهای ثابت) استفاده کرد.[6]
از تقسیم GNP اسمی به GNP حقیقی، شاخص ضمنی تعدیل‌کننده GNP (Implicit Deflator) بدست می‌آید. این شاخص در تحلیل تعیین درآمد، نقش فوق‌العاده مهمی ایفا می‌کند.[7]

پي‌نوشت‌ها:
 

[1]. طبييان، ‌محمد؛ اقتصاد كلان، موسسه عالي پژوهش در برنامه‌ريزي و توسعه، تهران، 79، ص 74 و 56. و فرهنگ، منوچهر؛ فرهنگ علوم اقتصادي، تهران، البرز، چاپ هشتم، 1379، ص 482. و مريدي، سياوش و نوروزي، عليرضا؛ فرهنگ اقتصادي، تهران، انتشارات نگاه، 73، چاپ اول، ص 295. و نوروش، ايرج و حيدري، مهدي؛ فرهنگ جامع حسابداري و مالي نوروش، تهران، انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران، 84، چاپ اول، ص 147.
[2]. كردبچه، مجيد؛ اقتصاد كلان، همدان، نور علم، 85، چاپ چهارم، ص 24.
[3]. مريدي، سياوش؛ نوروزي، عليرضا؛ فرهنگ اقتصادي نگاه، تهران، 73، ص 33.
[4]. غطاس، نبية؛ معجم الاقتصاد والمال وادارة الاعمال، مكتبة لبنان، لبنان، 97، ص 259.
[5]. قره‌باغیان، مرتضی؛ فرهنگ اقتصاد و بازرگانی، تهران، رسا، 1376، چاپ دوم، ص338.
[6]. دورنبوش، رودیگر و فیشر، استنلی؛ اقتصاد کلان، یدالله دادگر و محمدرضا منجذب ، تهران، البرز، 1375، ص59.
[7]. برنسون، ویلیام اچ؛ تئوری و سیاستهای اقتصاد کلان، شاکری، عباس، تهران، نی، 1378، چاپ چهارم، ص48.
 

منبع: pajoohe.com

نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:28 PM ] [ سید عسکر ]

خرید و حمایت از تولیدات و محصولات ساخت داخل کشور در ابعاد بین المللی، ملی و محلی می تواند آثار مثبت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، فنی، قانونی، علمی و تحقیقاتی فراوانی را برجاگذارد، این نوشته تلاش دارد در راستای نام گذاری سال 1391 بنام تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی از سوی مقام معظم رهبری امام خامنه ای حفظه الله 91 مزیت این حرکت عظیم را مورد اشاره قرار دهد.
الف:مزایای اقتصادی ناشی از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
1- حفظ مشاغل موجوددربخش های تولیدی، بنابراین حفظ وضع موجود اشتغال درکشور
2- گسترش وایجاد مشاغل جدید به واسطه فراهم شدن تقاضای جدیدبرای محصولات موجود وخدمات جدید و در نتیجه کاهش نرخ بیکاری
3- گسترش چرخه های تولید به صورت مستقیم وغیر مستقیم بنابراین تقویت بنیان های امنیتی و دفاعی کشور
4- افزایش توان پولی، مالی و اعتباری کشور و افزایش قدرت وام دهی به سایر کشورها
5- افزایش درآمد های ناشی از مالیات و افزایش منافع جمعی مردم
6- سالم سازی و تقویت فرآیند های تولید، توزیع و مصرف کشور
7- صرفه جویی های اقتصادی بواسطه استفاده بهینه از تجهیزات تولید و صرفه جویی های ناشی از مقیاس تولید
8- کاهش قیمت تمام شده محصولات بواسطه تولید انبوه
9- رقابتی شدن فضای کسب و کار و بدنبال آن افزایش منافع مردم
10- تقویت بورس اوراق بهادار به واسطه افزایش قدرت تولیدی و مالی شرکت ها
11- استفاده و بکارگیری سرمایه های خرد و کلان آحاد جامعه و امکان سرمایه گذاری آن در بخش های تولیدی
12- جلوگیری از انتقال سرمایه ها به خارج ازکشور بواسطه فراهم شدن زمینه های بکارگیری سرمایه ها در فرآیند تولیدات داخلی
13- جذب سرمایه های خارجی به دلیل صرفه اقتصادی برای سرمایه گذاران
14- کاهش وابستگی ارزی به کشور های بیگانه وتقویت پول ملی واتکاء به آن در معاملات و مبادلات اقتصادی
15- حرکت بخش های اقتصادی به سمت تجارت واقعی و کاهش واسطه گری های زائد
16- کاهش حجم و وزن اقتصادزیر زمینی وحرکت به سمت شفافیت اقتصادی
17- افزایش درآمدهای مردم وانگیزه بخش خصوصی برای سرمایه گذاری های مطمئن
18- کمک به مثبت شدن تراز تجاری کشوربه دلیل کاهش نیازهای وارداتی
19- مقابله با تحریم های اقتصادی کشورهای دیگر و افزایش توان اقتصادی وبالارفتن قدرت چانه زنی در معاملات بین المللی
20- کاهش وابستگی به درآمد های نفتی در مصارف جاری کشور و زمینه سازی سرمایه گذاری در آمدهای نفتی برای طرح های عمرانی و سرمایه گذاری های کلان
22- کاهش صادرات مواد خام و بسترسازی ایجاد و افزایش ارزش افزوده بر روی مواد خام در کشور
23- افزایش درآمد های دولت بواسطه افزایش فعالیت های اقتصادی و تولیدی کشور
24- کاهش نقش تصدی گری دولت بواسطه فعال شدن بخش های خصوصی و تعاونی و بنابراین شکل گیری ساختارهای نظارتی دولت به عنوان وظیفه اصلی حوزه حاکمیت
25- کاهش تورم به واسطه افزایش تولید و ایجاد تعادل در عرضه و تقاضا
26- تخصیص بهینه منابع مالی و سرمایه ای و سازوکارهای تولید، توزیع و مصرف در کشور
27- جلوگیری از انتقال ارز بواسطه تامین نیازها از تولیدات داخلی و تقویت صادرات و کسب مزیت رقابتی در جهان
28- کاهش مشکلات مربوط به حمل و نقل و گمرک ناشی از واردات کالا و کاهش تورم ناشی از کمبود عرضه بواسطه افزایش تولید
29- امکان حضور واقعی در مناطق آزاد تجاری جهان بواسطه افزایش تولیدات داخلی و بالا رفتن قدرت رقابت جهانی و تقویت صنایع دستی و بستر سازی جذب گردشگر خارجی
30 - بازسازی وبهسازی سیاست های مالی و پولی کشور بواسطه ضرورت های اجتناب ناپذیر
31- برقراری روابط منطقی در تقاضا و عرضه محصولات بنابراین تعادل قیمت ها و تأمین منافع جامعه
ب: مزایای فرهنگی و اجتماعی ناشی از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
32- گسترش و تقویت همبستگی های فرهنگی و اجتماعی داخل کشور بواسطه مصرف محصولات ملی و محلی
33- افزایش اعتماد به نفس و تقویت باورهای فرهنگی و اجتماعی و کاهش آثار تحریم های جهانی در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، روحی و روانی جامعه
34- تقویت باورهای اسلامی– ایرانی و ملی و کاهش وابستگی های فرهنگی و اجتماعی به بیگانه و احساس همزاد پنداری از طریق مصرف کالاهای ایرانی در بین مردم
35- جلوگیری از آثار مخرب مصرف کالاهای خارجی در ابعاد فرهنگی و اجتماعی بواسطه مصرف تولیدات ملی
36- حفظ آثار فرهنگی جامعه برا ی نسل حاضر و نسل های آینده و فرهنگ سازی کار و تلاش و خدمت به کشور
37- دفع فرهنگ بیگانه و تأثیر گذاری بر فرهنگ بیگانه از طریق انتقال تکنولوژی و صادرات به کشورهای دیگر
38- خنثی سازی حملات فرهنگی دشمن در جنگ نرم و کاهش ناهنجاری های اجتماعی بواسطه کاهش تورم و بیکاری
39- نهادینه کردن استقلال فرهنگی و اجتماعی به واسطه استقلال تولیدی و اقتصادی
40- محصولات تولید شده به دست مردم مسلمان کشور و بنابراین اطمینان به رعایت الزامات اعتقادی در فرآیندهای تولید که فقدان آنها می تواند اثرات وضعی نامطلوب بر مصرف کننده برجاگذارد
41- احساس هویت ملی بنابراین تلاش در جهت تکریم ایرانی بودن وغرور ملی
42- ارائه الگوئی عینی وعملیاتی برای سایر کشورهای مسلمان جهان از طریق دستیابی به اهداف مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بواسطه حمایت و مصرف تولیدات داخل
43- تقویت فرهنگ شیعه – مسلمان و ایرانی به جای تقویت فرهنگ های بیگانه و الحادی
44- کاهش مشکلات فرهنگی بواسطه ی کاهش جابجایی های غیر ضروری نیروی انسانی در بخش های تولیدی
45- فرهنگ سازی مصرف تولیدات ایرانی و انتقال سینه به سینه این فرهنگ به نسل های آینده
ج: مزایای علمی، آموزشی و پژوهشی ناشی از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
46- بومی شدن تکنولوژی های مختلف در حوزه تولید از طریق آزمون و مهندسی معکوس
47- بومی شدن علوم مختلف از طریق بکارگیری آن ها در عرصه تولید وعمل
48- آزمون نظریه های علمی در صحنه تولید و استخراج نتایج علمی و کاربردی از آن ها و در نتیجه تبدیل آن ها به متون علمی مورد نیاز بخش های مختلف دانشگاهی کشور
49- آزمون تجارب جدید در حوزه تولید و به دنبال آن افزایش توانمندی های علمی و کاربردی
50- برقراری ارتباط واقعی بین صنعت و دانشگاه بواسطه احساس نیاز اجتناب ناپذیر هر دوی آنها به همدیگر
51- امکان تبدیل شدن دانش به ثروت و تجاری شدن علوم مختلف
52- شکوفا شدن استعدادهای فردی، جمعی و سازمانی در فرآیندهای تولید
53- عدم ترس از شکست و تلاش برای کسب تجربه از شکست ها برای موفقیت های آینده در عرصه تولید
54- آموزش ویادگیری علمی – تجربی نیروهای انسانی در فرآیندهای تولید، توزیع و مصرف
55- توسعه نیروی انسانی و افزایش توانمندی ها و مهارت های مورد نیاز آن ها در عرصه های مختلف تولید
56- فراهم شدن و امکان اصلاح و بازسازی ساختارهای خرد و کلان مدیریتی کشور بواسطه نیازهای اجتناب پذیر
57- استفاده بهینه از منابع انسانی وتحقق شایسته سالاری در فرآیندهای مختلف تولید و برقراری عدالت سازمانی در حوزه نیروی انسانی
58- صادرات دانش بومی وتوانمندی های تکنولوژیکی به سایر کشورها
59- تخصصی شدن تولیدات بنابراین تقویت مبانی علمی و کاربردی حوزه تولید در کشور
60- افزایش کیفیت و کمیت تولید با استمرار آن و کشف و اجرای راه حل های بهتر در تولید
61- افزایش اعتماد مردم به تولیدات بواسطه ورود متخصصان به عرصه های تولید کشور
د: مزایای محلی و استانی ناشی از تولید ملی و حمایت از کا ر و سرمایه ایرانی
62- جلوگیری از مهاجرت افراد به شهرهای دیگر به واسطه فراهم شدن زمینه های تولید محلی و استفاده بهینه ازظرفیت ها وامکانات محلی و استانی در کشور
63- جلوگیری از فرار مغزها به سایر کشورها بواسطه فراهم شدن امکان بکارگیری تخصص ها در بخش های مختلف تولیدی کشور
64- استفاده از نیروهای انسانی متخصص محلی بنابراین کاهش قیمت تمام شده محصولات
65- افزایش جذب گردشگران اقتصادی، فنی و فرهنگی به کشور بواسطه افزایش قدرتمندی های تولیدی و اقتصادی کشور
66- بستر سازی توسعه پایدار در ابعاد خرد و کلان در بخش های ملی و محلی
ر: مزایای سیاسی و قانونی ناشی از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
67- تقویت قدرت چانه زنی نظام و کشور در عرصه های بین المللی در حوزه مسائل سیاسی امنیتی
68- کاهش فشارهای سیاسی بیگانگان و تنظیم شدن قوائد بازی های سیاسی در جهان به نفع کشور
69- بستر سازی تحقق برنامه های پنج ساله و چشم انداز بیست ساله کشور
70- ارائه چهره مثبت سیاسی در عرصه های جهانی بواسطه قدرت تولیدی بنابراین افزایش اعتبارات جهانی و افزایش قدرت پول ملی
71- اصلاح و بازسازی قوانین حوزه های اقتصاد و تولید به واسطه احساس نیاز کشور به آن ها
72- وضع قوانین، آئین نامه و دستورالعمل های مورد نیاز در بخش های مختلف تولیدی و اقتصادی کشور به دلیل ضرورت های اجتناب ناپذیر
73- ایجاد ابزارها و ساختارهای نظارتی کارآمد بر عملکرد بخش های تولیدی و تلاش مسئولین برای آسان سازی فرآیندهای تولیدی و اقتصادی کشور
74- رعایت شرایط احراز افراد و سازمان ها برای ورود به بخش های تولیدی و اقتصادی بر اساس الزامات و شرایط مورد نیاز و به هنگام
ز: مزایای بازاریابی و بازارداری ناشی از تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی
75- دسترسی راحت به خدمات پس از فروش در عرصه های مختلف تولید
76- دسترسی تولیدکنندگان به نیازهای واقعی مردم
77- تنوع تولیدات و تأمین نیازهای آحاد جامعه و طراحی محصولات جدید متناسب با نیازهای روز جامعه
78- کاهش زمینه های رانت خواری و دریافت پورسانت های کلان بواسطه خریدهای غیر ملی
79- نوسازی و بازسازی خطوط تولید و به روز شدن آن ها و بنابراین کاهش قیمت تمام شده محصولات
80- مصرف محصولات داخلی و انتقال نقطه نظرات مصرف کننده به بخش تولید باعث بسترسازی اصلاح و رفع معایب کالا می گردد
81- ارائه محصولات براساس سلیقه مصرف کنندگان بنابراین رعایت اصول بسته بندی و ظاهر زیبا
82- اصلاح و بازسازی مستمر تولیدات بنابراین دستیابی به کیفیت مورد نیاز، مشابه و بهتر از کالاهای خارجی
83- تکریم و حمایت واقعی از مصرف کننده به جهت تأمین شرایط آن ها
84-فراهم شدن رضایت مشتری بنابراین وفاداری به خرید و تکرار آن
85- فراهم شدن زمینه تبلیغات دهان به دهان بواسطه مصرف تولیدات ملی
86- جهانگرایانه شدن محصولات ایرانی و حضور و نفوذ در بازارهای جهانی
87- افزایش قدرت چانه زنی کشور در ورود به سازمان تجارت جهانی
88- حذف بخش های زائد اداری و تلفیق و ترکیب بخش های موازی در ساختارهای اداری و تولیدی
89- کاهش مشکلات کارگری در بخش های تولیدی
90- افزایش قدرت پاسخگوئی بخش های اداری و دولتی بواسطه درخواست های مستمر و دائمی بخش های تولید
91- تقویت و گسترش ارتباطات درون و برون سازمانی

پي‌نوشت‌ها:
 

* عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان

منبع:rooyeshnews.com

نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا


ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:25 PM ] [ سید عسکر ]

 

موضوع : نقش تولید در اقتصاد پویا

تفاوت های اقتصادی نظام اسلامی و پهلوی
یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی که به هنگام بحث از مفهوم توسعه استفاده می‌شود، «رشد اقتصادی» است و در نتیجه روش‌های متعددی نیز برای کمّی سازی، اندازه‌گیری و سنجش سطح توسعه یافتگی مطرح گردیده است. در این نوشتار به برخی سؤالات اساسی در ارتباط با سنجش رشد اقتصادی و ارتباط آن با ساختار سیاسی پاسخ داده شود.

گروه اقتصادی برهان/ امین عسکری؛ به راستی دلیل اصلی تفاوت بنیه و توانمندی اقتصاد ایران در زمان حال با دوران قبل از انقلاب در چیست؟ و چگونه است که با وجود تمام تحریم‌ها ساختار اقتصاد ایران هم‌چنان توانسته است نسبت به ساختار شکننده‌ی اقتصاد در زمان رژیم گذشته (به گمان حمایت‌های پنهان و آشکار) مقاومت بیش‌تری نشان دهد؟


پاسخ به سؤال یاد شده تنها از عهده‌ی کسانی بر می‌آید که با مبانی فرهنگی و ارزش‌های اجتماعی این مرز و بوم آشنا باشند و تنها به استفاده از الگوهای کلاسیک برای سنجش مسایل اکتفا نکنند. در حقیقت تولید نظریه در حوزه‌ی اقتصاد ایران چیزی جز تلاش برای پاسخ به سؤالاتی هم‌چون سؤالات مطرح شده نیست.


نرخ رشد اقتصادی، آیینه‌ی اقتصاد


یکی از اولین تقسیم‌بندی‌هایی که به هنگام مطالعه‌ی مسایل اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی در کشورهای مختلف جلب نظر می‌کند، دسته‌بندی کشورها براساس سطح توسعه یافتگی آن‌هاست. فارغ از درجه‌ی جهان شمولی این تقسیم‌بندی، آن‌چه که بیش از هر چیز ذهن دولت‌مردان را در هر کشوری به خود مشغول می‌دارد، دست‌یابی به جایگاه برتر و بهتر در زمینه‌ی توسعه یافتگی می‌باشد. با این حال مطالعه‌ی تجارب و عملکرد کشورهای مختلف نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها در نیل به این هدف ناموفق ظاهر گشته‌اند. دلیل اصلی این امر از دیدگاه علمای توسعه این است که شرط اول دست­یابی به توسعه یافتگی این است که متولیان امر توسعه از مفهوم و واژه‌ی «توسعه» تلقی یکسان و واحدی داشته باشند. این موضوع بیش از هر چیز اهمیت طراحی و تدوین شاخص‌ها و سنجه­های مناسب برای اندازه‌گیری درجه‌ی توسعه یافتگی و نیز سنجش و مقایسه‌ی سطح توسعه یافتگی میان کشورها را نشان می‌دهد.


یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی که به هنگام بحث از مفهوم توسعه از آن استفاده می‌شود، شاخص «رشد اقتصادی» است. البته نباید از نظر دور داشت که در متون مختلف برنامه‌ریزی و توسعه، تعاریف متعددی از واژه‌ی توسعه ارایه گردیده است و در نتیجه روش‌های متعددی نیز برای کمّی سازی، اندازه‌گیری و سنجش سطح توسعه یافتگی مطرح گردیده است. با این وجود تمام آن‌ها در یک چیز مشترک‌اند و آن تأکید بر روی متغیری به نام «رشد اقتصادی» است. برای رشد اقتصادی تعاریف متعددی ذکر گردیده است که با در نظر گرفتن وجوه اشتراک و افتراق آن‌ها می‌توان گفت: «رشد اقتصادی یک کشور عبارت است از افزایش در تولید ملی واقعی سرانه‌ی یک کشور در طول یک دوره‌ی بلند مدت»، دلیل به کار بردن کلمه‌ی تولید واقعی این است که تأثیرات ناشی از افزایش سطح عمومی قیمت‌ها را بر محاسبه‌ی رشد تولیدات کالاها و خدمات خنثی کنیم. هم‌چنین برای این‌که بتوانیم وضعیت اقتصادی کشور یا به عبارت بهتر، روند رشد اقتصاد را در سال‌های مختلف با هم‌دیگر مقایسه نماییم نیز امکان مقایسه‌ی وضعیت رشد اقتصادی کشور را با دیگر کشورها فراهم آوریم، شاخص‌ها را به شکل سرانه مورد استفاده قرار می‌دهیم. در نهایت به منظور اطمینان یافتن از این‌که رشد اقتصادی محاسبه شده فرآیندی مستمر بوده و ناشی از بروز شوک‌های اقتصادی و نوسانات ناگهانی هم‌چون افزایش شدید یک کالای صادراتی مانند نفت یا یک کالای وارداتی هم‌چون بنزین نبوده است از واژه‌ی بلند مدت استفاده گردیده است.


توسعه را نیز اگرچه در لغت بهبود و گسترش معنا نموده­اند اما باید توجه داشت که توسعه تنها دارای بعد کمّی نیست و ابعاد کیفی فراوانی را نیز شامل می­شود. هم‌چنین باید اذعان نمود که اگرچه این امکان وجود دارد که یک کشور با وجود برخورداری از رشد بالای اقتصادی در سایر مباحث مربوط به توسعه، موفقیت شایان ذکری کسب نکرده باشد اما عکس این موضوع صادق نیست. یعنی به عقیده‌ی عموم متفکران و اندیشمندان این حوزه، بهره‌مندی از رشد اقتصادی مناسب شرط ضروری برای دست­یابی به توسعه یافتگی می­باشد. از این رو با در نظر گرفتن جمیع مطالب بیان شده می­توان «توسعه‌ی اقتصادی را فرآیندی دانست که در آن یک رشته تحولات و تغییرات بنیادی در ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی یک جامعه به وقوع می‌پیوندد.»


لازم به ذکر است که در مورد نحوه‌ی ارتباط میان رشد و توسعه، اختلافی اساسی میان اندیشمندان وجود دارد. گروهی رشد اقتصادی را عامل اصلی در دست‌یابی به سطوح بالای توسعه یافتگی می­دانند در حالی که پاره‌ای دیگر از آنان معتقدند که تنها در صورتی رشد اقتصادی حاصل می‌شود که کشور در ابعاد مختلف دارای نهادهای توسعه یافته باشد. در واقع یک گروه، توسعه را موجد و محرک رشد اقتصادی می­دانند و گروه دیگر آن را نتیجه و معلول رشد اقتصادی تلقی می­کنند. با این حال چه ما رشد اقتصادی را محصول توسعه بدانیم و چه آن را عامل و موجب توسعه تلقی کنیم، به هر حال بر این نکته تأکید ورزیده­ایم که میان مفاهیم «رشد» و «توسعه» ارتباطی وثیق وجود دارد.



ارسال شده توسط : سید عسکر
ادامه مطلب
[ پنج شنبه 31 فروردین 1391 8:17 AM ] [ سید عسکر ]

تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
درباره وبلاگ

توضیحاتی در باره: نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا - جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی - ظرفیتهای سرمایه و ثروت در ایران اسلامی - وظایف دولت و ملّت در حمایت از کار و سرمایه ملّی - راهکارهای حمایت از تولید ملّی
آمار و بازدید ها
کل بازدید:31941
تعداد کل مطالب : 302
تعداد کل نظرات : 12
تاریخ آخرین بروزرسانی : یک شنبه 10 اردیبهشت 1391 
تاریخ ایجاد بلاگ : سه شنبه 8 فروردین 1391